📬
آرام کناری مینشینم ...
کتابی را در دست میگیرم و غرقش میشوم ...
نمیخواهم ثانیه ای هم به اطرافم فکر کنم ...
احساسی در درونم پدید آمده ...
احساسی که به گونه ای مبهم،ناشناخته است ...
فقط میدانم به بدترین شکل ممکن ...
در حال خراشیدن روح و ذهنم است ...
فقط میدانم جسمم را از کار انداخته ...
فقط میدانم ناخودآگاه مرا به فکر فرو میبرد ...
مرا به نا کجا آبادی میکشاند و به میل خودش بازمیگرداند ...
این حس چیست؟نمیدانم ...
من به بدترین شکل ممکن ...
در تسخیر حس و افکاری در آمدم که از درون دارد مرا نابود میکند ...
چندصباحیست که میلم به هیچ چیز نمیکشد ...
دنبال بهانه ایم که فریاد هایم را بلند کند ...
و صاعقه چشمانم را فعال ...
تا با سیل اشک هایم ...
ویران کنم هرآنچه که مرا دارد میدَرَد ...
.
.
به قلم: میم.السادات
تاریخ: 1396/4/6
ساعت: 13:27
برچسب: مینشینم,
نویسنده: حامد میرزایی
تاريخ: شنبه
11 آذر
1396 ساعت: 10:09