📬
میگویی چشم هایت را ببند ...
میبندم ...
دستانم را میگیری و مرا قدم به قدم خود میبری ...
کجا؟
نمیدانم ...
رخصت گشودن چشمانم را که میدهی ...
با نقاشی روبه رو مواجه میشوم ...
مگر میتوان برای این همه زیبایی ذوق نکرد ...
مگر میتوان کنارت بود و برای این همه عشق دیوانه نشد ...
عطرت که در بهشت پیش رویم میپیچد ...
مست وجودت میشوم ...
نه نمیتوانم تو را به بوسه ای مهمان نکنم ...
اینجا در کنار تو ...
قدم زدن معنا میدهد ...
اینجا در کنار تو ...
ستون های بدنم جان میگیرند ...
مگر میتوان در این طبیعت بکر برای تو ناز نکرد ...
" جانانم!من تا آخرین نفس عاشقانه می سرایمت "
.
.
| به قلم: #میم_السادات_بانو♥ |
| یکشنبه بیستُ نهِ مردادماهِ نودُ شش |
| ساعت: 16:42 |
─┅─═ঊঈ💜️ঊঈ═─┅─
برچسب: عاشقانه,
نویسنده: حامد میرزایی
تاريخ: شنبه
11 آذر
1396 ساعت: 10:09