
اولین باری که رفتم کافه 9سالم بود
گفتم اسپرسو نگام کرد گفت خیلی تلخه ها
گفتم عیب نداره
گفت شکلات میخوای
گفتم نه عموم به دوستش گفت هرچی میخواد براش بیارید
دومین باری که بعد از 5 سال خواستم اسپرسو بخورم
حالم اصلا خوب نبود رفتم اسپرسو بخورم
تا تلخی اسپرسو همه چی رو پاک کنه
بهم نگاه کرد و گفت تلخه ها
گفتم میدونم گفت با شیر بیارم گفتم نه
انقدر گیر داد گفتم بیار
از اون موقع دیگه وقتی میگم اسپرسو هیچی نمیگن و میارن
فکر کنم شادی از چشمام رفته نه؟؟؟
برچسب: آرامش,
نویسنده: حامد میرزایی