خرید بک لینک

خب بزار یکم از خودم بگم ...

همه فکر میکردن برم دانشگاه عوض میشم مثل خیلیای دیگه اما نشدم ...

چون به قول استاد متون تخصصی مون شخصیتمون یک شخصیت مستقل و ثابت شکل گرفته هست ...

تو روزای اول یونی اون مانتو بلند رو که یاسی بهش مگه زورو میشی باهاش و دوسش دارم رو پوشیدم ...

با ملی که میرفتیم تو محوطه تا یه مدت همه چشمشون رو من بود ...

ملی میپرسید چرا این قد نگاه میکنن ..

گفتم غصه نخور اینا دارن به مانتو من نگاه میکنن و چه بسا حتی میشنیدم که بعضی مسخرم میکردن ...

اما اصلا برام مهم نبود چرا که همیشه گفتم من هیچوقت حرف مردم برام مهم نبوده و نیست ...

از دیدگاه من تو تموم مسائل باید با عقلمون پیش بریم ...

خدا برای چی بهمون عقل داده ؟

من همیشه چیزی که قلبم دوسش داره و عقلم میگه درته رو انجام میدم ...

واسه همینم هیچوقت پشیمون نمیشم ...

همین بحث مانتو خیلی ها ترم اول مسخره کردن ولی ..

جالبه این ترم اغلب دخترای یونی بلند میپوشن ...

همیشه اینجور حرکتامو دوست داشتم ...

وقتی میتونم رو یه جمعی تاثیر بزارم واقعا به خودم افتخار میکنم ...

.

.

.

پ.ن: اگه ادامه رو دوست داشتی بخونی برو به «ادامه مطلب»

.

.

برچسب: نویسنده: حامد میرزایی تاريخ: چهارشنبه 1 خرداد 1398 ساعت: 19:22

صفحه بندی